X
تبلیغات
روانشناسی - هنرعشق ورزیدن

روانشناسی

روانشناسی, رواندرمانی، مشاوره

هنرعشق ورزیدن

هنرعشق ورزیدن

به نظر می رسد مردم تشنه عشقند اما مشکل اکثر آنها در وهله اول این است که دوستشان بدارند ، نه آنکه خود دوست بدارند. در نتیجه بدنبال این هستند که چه کنند که دوست داشتنی بنظر برسند.از جمله سعی می کنند تا به اقتضای موقعیت اجتماعی شان صاحب قدرت وثروت باشند ،ظاهری آراسته وجامه برازنده وزیبا داشته باشند.همچنین با رفتاری خوشایند، سخنانی دل انگیز و با فروتنی و یاری کردن دیگران و خودداری از رنجاندن آنان خود را در دل مردم جای دهند.

انسانها گمان می کنند مشکل عشق مشکل معشوق است وتنها با پیدا کردن کسی که دوستشان بدارد به آسانی حل خواهد شد. این اشتباه چندین علت داردکه به آنها اشاره می کنم :

1-     اساس فرهنگ انسان معاصر ولع خریدن ومبادله است ، مبادله ای که برای طرفین مطلوب باشد.احساس عاشق شدن معمولأ وقتی پیش می آید که شخص احساس می کند بهترین متاع بازار را یافته ، درست مثل وقتی که ملکی را خریداری می کنیم.در دنیایی که فکر بازاریابی در همه امور غلبه دارد وتوفیق مادی، ارزش مهمی است تعجب آور نیست که انسانها در روابط عاشقانه خود هم همان روال داد وستد رایج در بازار را داشته باشند.

2-     ما اکثرأ احساس اولیه «عاشق شدن »را با حالت دائمی« عاشق بودن » یا عاشق ماندن اشتباه می گیریم.وقتی دو نفر عاشق یکدیگر می شوند در مرحله اول موانع میان خودرا از بین می برند وشادی بخش ترین و هیجان انگیز ترین لحظات زندگی را تجربه می کنند.بتدریج که دلبستگی آنها حالت معجزه آسای اولیه را ازدست می دهد اختلافها و سرخوردگی ها خودی نشان می دهدواندک اندک هیجانهای نخستین را کمرنگ می کند و از بین می برد. در واقع شدت شیفتگی اولیه تنها نشان دهنده درجه تنهایی گذشته عاشق است نه شدت علاقه به معشوق.«عاشق شدن»آسان است ، آن چه که سخت و در عین حال ارزشمند است« عاشق بودن یا عاشق ماندن  » است.

 «عشق » یک هنراست همانطور که زیستن هم یک هنر است وباید آنرا آموخت. برای آموختن عشق ورزی همان کاری را باید انجام بدهیم که برای آموختن هرهنر دیگری مانند موسیقی ،نقاشی ، نجاری ،یا طبابت به آن نیازمندیم و آن عبارت از سه مرحله است:

1-     آموختن جنبه نظری

2-     آموختن جنبه عملی

3-     انگیزه کافی

شاید به همین دلیل آخر باشد که اغلب ما بدنبال آموختن عشق نمی رویم.انگیزه های ما در زندگی بیشتر شامل اموری می شود که در کوته مدت سودی عایدمان سازد و چون تصور می کنیم عشق ما را به پول و مقام نمی رساند چندان رغبتی به کسب آن نداریم.

هرکه را جامه زعشقی چاک شد   او زحرص و عیب کلی پاک شد


برچسب‌ها: هنرعشق
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 22:0  توسط حمید جمعه پور  |